1710بازدید 0دیدگاه‌ها

بررسی هوش مصنوعی در فیلم Ex Machina: روبات‌ها تا کجا پیش می‌روند؟

نویسنده:‏درمرداد ۲۱, ۱۳۹۴
 

سال ۲۰۱۵ برای هالیوود، سال سلطه‌ی هوش مصنوعی است و تا پایان سال شاهد حضور روبات‌های هوشمند قدیمی (مانند R2-D2 و C-3PO در «جنگ‌های ستاره‌ای») و جدید (مانند اولتران در «انتقام‌جویان» و روبات فیلم «از ماشین») خواهیم بود. روبات‌هایی هوشمند و دارای احساس که برخی از تهدیدهای انسانی و فرا-انسانی را روی پرده‌ی بزرگ سینماها به تصویر خواهند کشید. امّا موضوع این است که این هیاهو رگه‌ای از حقیقت هم در خودش دارد: روبات‌های واقعی هم می‌توانند خطرناک باشند. همراه جریان بمانید تا بیشتر در جریان قرار بگیریم.

آزمایش تورینگ، آزمونی بنیادی در تکامل هوش مصنوعی، پیکره‌ی داستان فیلم علمی-تخیّلی و روانشاسانه‌ی Ex Machina یا «از ماشین» را تشکیل می‌دهد. در دنیای واقعی سیستم‌هایی وجود دارند که واقعاً می‌توانند به نوعی از پس این آزمون بر بیایند. البته به عقیده‌ی برخی از کارشناسان، پیشرفت‌های حوزه‌ی هوش مصنوعی آزمون تورینگ را منسوخ کرده است.

آزمون تورینگ که در سال ۱۹۵۰ طراحی شده، از این قرار است که اگر در یک گفت‌وگوی متنی (مثلاً از طریق وارد کردن و خواندن متن از طریق صفحه‌کلید و نمایشگر کامپیوتر)، ماشین بتواند به شخصی بقبولاند که آن ماشین یک انسان است، آن‌گاه گفته می‌شود آن ماشین، هوشمند است. در فیلم «از ماشین»، آخرین دانشمند دیوانه‌ی هالیوودی مرد جوانی را همراه با یک روبات دارای هوش مصنوعی در تله‌ای گرفتار می‌کند و امیدوار است این روبات بتواند مرد جوان را قانع کند که انسان است و آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر بگذارد. این روبات قصد دارد به عنوان یک انسان معمولی وارد جامعه‌ی انسان‌ها شود.

سال گذشته یک روبات چت‌کننده به نام «یوجین گوست‌من» به عنوان نخستین کامپیوتری شناخته شد که توانست آزمون تورینگ را پشت سر بگذارد. آن «موفقیت» در اصل گمراه‌کننده است و به گفته‌ی شارلیز اورتیز، کارشناس هوش مصنوعی، این آزمایش نشان‌دهنده‌ی نقاط ضعف آزمون تورینگ است.

روبات متنی «یوجین» خودش را به عنوان نوجوانی جا می‌زند که انگلیسی زبان دوم اوست، و این نوعی فریبکاری است. این روبات متنی می‌تواند به اصطلاح سیستم را دور بزند، زیرا کسانی که در برابر این روبات قرار می‌گیرند از یک سو مشکلات برقراری ارتباط را به گردن تفاوت زبانی می‌اندازند و از سوی دیگر نوجوان بودن شخصیت «یوجین»، به آن اجازه می‌دهد خودسرانه عمل کند و از پاسخ دادن به برخی پرسش‌ها طفره برود.

به گفته‌ی اورتیز، روباتی مانند یوجین که توانسته است به نوعی آزمایش تورینگ را با موفقیت پشت سر بگذارد، در واقع چیز زیادی درباره‌ی هوشمندی نمی‌گوید. او می‌گوید: «این گونه ماشین‌ها می‌توانند به جای آن‌که پاسخ مستقیمی به سوال بدهند، موضوع گفت‌وگو را عوض می‌کنند. آزمایش تورینگ در برابر این گونه حُقّه‌ها آسیب‌پذیر است. افزون بر این، آزمایش تورینگ همه‌ی مؤلفه‌های هوشمند بودن را، مانند توانایی دریافت تصویر و تعامل فیزیکی، ارزیابی نمی‌کند.»

به همین دلیل اوریتز و همکارانش آزمایش‌های جدیدی برای آزمایش هوش مصنوعی طراحی کرده‌اند. مثلاً در آزمایش‌های تورینگ ۲٫۰ از ماشین خواسته می‌شود در ساختن یک سازه با انسان همکاری کند و یا این‌که محتوای یک ویدئو را توصیف نماید.

به جز چالش‌های موجود برای ساخت روباتی که از نظر ظاهری شبیه به انسان باشد، ماشین‌های دارای هوش مصنوعی پیش از آن‌که بتوانند به طرز قانع‌کننده‌ای از عهده‌ی آزمون تورینگ بر بیایند، با چند چالش دیگر مواجه‌اند. برای نمونه و مهم‌تر از همه این مساله مطرح است که کامپیوترها هنوز نمی‌توانند خرد جمعی را به خوبی شبیه‌سازی کنند و به کار بگیرند. مثلاً زمانی که ماشین با جمله‌ای مانند «جایزه توی چمدان جا نمی‌شود، چون آن زیادی بزرگ است»، نمی‌تواند به راحتی تصمیم بگیرد که واژه‌ی «آن» به جایزه اشاره می‌کند و یا به چمدان. در حالی که برای یک موجود هوشمند، کاملاً روشن است که «آن» در این جمله به جایزه برمی‌گردد. در واقع، خرد جمعی مدت‌هاست که نقش پاشنه‌ی آشیلِ هوش مصنوعی را بازی می‌کند.

مطلب مرتبط:

بررسی حضور هوش مصنوعی در «چپی»: روبات‌های هوشمند، با ما یا علیه ما؟

 

 

از ماشین: علم علیه تخیّل

«از ماشین» یا Ex Machina یک فیلم علمی-تخیّلی تولید کشور انگلستان است که این روزها روانه‌ی سالن‌های سینما شده است. «از ماشین» از آن فیلم‌هایی است که هر طرف‌‎دار پر و پا قرص فیلم‌های علمی-تخیّلی دوست دارد به تماشای آن بنشیند و بعد از دیدن آن، دنبال ته و توی ماجرا برود. «از ماشین» را آلکس گارلند کارگردانی کرده است، کارگردانی که پیش از این با فیلم‌های «طلوع» و «۲۸ روز بعد» خودش را به عنوان یک کارگردان سینمای علمی-تخیّلی جا انداخته است. این فیلم بازگفتی از داستان فرانکنشتاین در روزگار مدرن است که در آن بار دیگر آزمایشگاه‌های فوق پیشرفته، دانشمندان دیوانه و یک هوش مصنوعی دردسرآفرین را می‌بینیم. «از ماشین» تا حد خوبی هم هیجان‌انگیز است، اما این فیلم بیش از آنکه بخواهد به کنش‌های هیجان‌انگیز پایبند باشد، پایبند به ایده‌ها و مسائل علمی بوده است.

چیدمان فیلم این‌گونه است: یک جوان کدنویس کامپیوتر به نام کالب (با بازی دومنال گلیسون) به آزمایشگاه تحقیقاتیِ دورافتاده‌ی رئیسش ناتان (با بازی اسکار ایزاک) فراخوانده می‌شود. ناتان نابغه‌ای است که یک شرکت عظیم تکنولوژی را بنیان گذاشته است که کار آن بی‌شباهت به گوگل نیست. کالب در این آزمایشگاه با اِیوا –یک هوش مصنوعی فوق پیشرفته که روی یک بدنی شبیه به بدن انسان کار گذاشته شده است- آشنا می‌شود. ایوا خوب به نظر می‌رسد و ناتان انگار شخصیتی ناپایدار دارد، و خیلی زود همه چیز درهم و برهم و پیچیده می‌شود.

 

آزمایش تورینگ

در همان ابتدای فیلم، کالب مامور می‌شود تا آزمونی به نام آزمایش تورینگ را در مورد ایوا به کار بگیرد تا معلوم شود که واقعاً او هوش مصنوعی هست یا نه. به گفته‌ی ناتان، اگر ایوا هوش مصنوعی باشد، گام بسیار بلندی در تاریخ تکامل انسان خواهد بود. کالب جواب می‌دهد: «اگر تو یک ماشین هوشمند و خودآگاه را ساخته باشی، این دیگر تاریخ انسان نیست، تاریخ خدایان است».

آنچه که در این فیلم به عنوان آزمایش تورینگ نام برده می‌شود، در دنیای واقعی هم وجود دارد و اساس آن را پیشنهاد ریاضی‌دانی به نام آلن تورینگ تشکیل می‌دهد که در سال ۱۹۵۰ ارائه شد. ایده‌ی اصلی در آزمایش تورینگ این است که اگر کامپیوتری بتواند به زبان عادی به گونه‌ای ارتباط برقرار کند که نشود آن را از یک انسان تشخیص داد، آن‌گاه آن ماشین هوشمند تلقّی می‌شود.

در فیلم «از ماشین» ناتان می‌گوید به کمک کالب، به عنوان یک ناظر خارجی، نیاز دارد تا این آزمایش را انجام دهد. امّا از آنجا که کالب از همان ابتدا خبر دارد که ایوا یک ماشین است، کلّ داستان بی‌معنی به نظر می‌رسد. ولی عجله نکنید! شگفتی‌ها در راهند!

 

آیا هوش مصنوعی می‌تواند اثر هنری بیافریند؟

همچنان که کالب بیشتر و بیشتر با ایوا آشنا می‌شود، می‌فهمد که توانایی‌های او بیشتر از برقراری یک گفت‌وگوی قانع‌کننده‌ی عادی است. یکی از این توانایی‌ها، توانایی نقاشی کردن است. با جلوتر رفتن داستان، متوجه می‌شویم که او قادر است نقاشی‌هایی با تکنیک نقاشی نقطه‌نقطه بکشد. اما نکته‌ی عجیبی درباره‌ی نقاشی‌های او وجود دارد. ایوا در این مورد می‌گوید: «من هر روز نقاشی می‌کشم، اما نمی‌دانم این نقاشی‌ها درباره‌ی چیست».

آیا کامپیوترها و هوش مصنوعی‌ها، در دنیای واقعی هم می‌توانند اثر هنری خلق کنند؟ مانند بسیاری از چیزهای دیگر، در این مورد هم بستگی دارد اصطلاح «هنر» را چگونه تعریف کنیم. در دنیای واقعی آزمایشگاهی به نام Metacreation Lab وجود دارد که روی ایده‌ی هنر تولیدی یا خلّاقیت مصنوعی کار می‌کند. در این آزمایشگاه هنرمندان و دانشمندان تلاش می‌کنند توانایی‌های مرتبط با خلاقیت را در ماشین‌ها ایجاد کنند.

برخی از سیستم‌های هوش مصنوعی برای نوشتن موسیقی، طراحی رقص و نیز نقاشی کردن برنامه‌ریزی شده‌اند. از دهه‌ی ۱۹۶۰ به این سو، برخی موزه‌ها نمایشگاه‌هایی از آثار هنری کامپیوتری را برگزار کرده‌اند. اما درباره‌ی این‌که این آثار واقعا در زمره‌ی آثار هنری باشند یا نه، عقاید گوناگونی وجود دارد.

۰۳-ex-machina-create-art-670

 

آیا هوش مصنوعی می‌تواند شوخی کند؟

در یکی دیگر از بخش‌های کلیدی فیلم، ناتان و کالب مشاهده می‌کنند که ایوا جنبه‌های ظریف‌تری از رفتار انسانی را به نمایش می‎‌گذارد. رفتارهایی از قبیل معاشقه، شوخی کردن و خواندن زبان بدن. ایوا با تحلیلِ سرنخ‌های دیداری و حالات چهره‌ی مخاطب می‌تواند دروغ‌های او را تشخیص بدهد.

فناوری مشابهی در یک موسسه‌ی تحقیقاتی در آلمان به نام Fraunhofer ISS Institute توسعه داده شده است. در این مرکز یک سیستم کامپیوتری می‌تواند زبان بدن و حالت‌های چهره را بخواند و وضعیت عاطفی فرد را مشخص کند. این فناوری تصاویر را از یک دوربین ویدئویی دریافت و آن‌ها را به الگوریتم اختصاصی تحلیل می‌کند. حتی یک اپلیکیشن بر پایه‌ی این فناوری برای گوگل گلس طراحی شده است.

در مورد شوخی کردن هم شاید شگفت‌انگیز باشد که بگوییم گروه‌های تحقیقاتی زیادی روی این موضوع کار می‌کنند. توانایی ساختن و گفتن یک شوخی به عنوان نوعی جام مقدّس هوش مصنوعی در نظر گرفته می‌شود، چرا که این توانایی نیازمند ترکیب پیچیده‌ای از تفکر و آگاهی است.

۰۴-ex-machina-tell-joke-670

آیا روباتی هست که بتواند برقصد؟

ذهن ایوا تمرکز اصلی تحقیقات ناتان است، اما این روبات در سخت‌افزارش نیز نکات جالبی دارد. سازندگان این فیلم با به کارگیری طراحی هنری هوشمندانه و ترفند جلوه‌های کامپیوتری روبات جدید و جذابی برای آرشیو فیلم‌ها و داستان‌های علمی-تخیّلی ساخته‌اند. بدن شفّاف ایوا، اجازه می‌دهد ستون فقرات و سیم‌کشی‌های داخلی او دیده شود. افزون بر این، حرکات او به ظرافت حرکات یک رقصنده است. (عجیب نیست که بازیگر نقش این روبات، آموزش باله دیده است).

اما آیا روبات‌ها در دنیای واقعی هم می‌توانند برقصند؟ پاسخ این سوال مثبت است، اما تا رقص باله‌ی روبات‌ها راه زیادی در پیش داریم. در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی در این راستا انجام شده است و بعضی روبات‌ها هم واقعا می‌توانند حرکات رقص را تقلید کنند، اما حفظ تعادل و زیبایی حرکات برای یک روبات، کار بسیار بسیار دشواری است.

۰۵-ex-machina-robot-dance-670

 

آیا هوش مصنوعی مغزی شبیه به مغز انسان دارد؟

ناتان در آزمایشگاه خود طراحی پردازنده‌ی هوش مصنوعی‌اش را به کالب نشان می‌دهد. این پردازنده یک جسم آبی‌رنگ و سوسو زن که نمای کلی آن شباهت زیادی به مغز انسان دارد. در طول فیلم معلوم می‌شود که ناتان نابغه‌ای است که کمپانی خود را بر اساس برنامه‌ای که در سیزده سالگی نوشته، بنیان نهاده است. کالب در وصف او می‌گوید: «اگر کدنویسی را بفهمید، کاری که او کرده شبیه به کار موتزارت است».

آیا در پژوهش‌های دنیای واقعی پیرامون هوش مصنوعی، روبات‌‎ها واقعاً مغز دارند؟ پاسخ کوتاه و صریح به این سوال منفی است. مغز ایوا چیزی است که کاملاً به قلمرو داستان‌های علمی-تخیّلی تعلق دارد. پژوهشگران حوزه‌ی هوش مصنوعی بیشتر دنبال آنند تا کارکرد مغز انسان را شبیه‌سازی کنند، نه شکل آن را. اما دانشمندان علوم عصبی و مهندسان موفق شده‌اند شبکه‌های عصبی مصنوعی‌یی بسازند که می‌توانند اطلاعات را مطابق مدل‌های بیولوژیک جابه‌جا کنند. پروژه‌ی «مغز آبی» یا Blue Brain در سوییس یکی از این پروژه‌های بلندپروازانه است.

۰۶-ex-machina-brain-670در هر حال این حقیقت که مغزِ آبی‌رنگ ایوا واقعی نیست، نباید شما را از دیدن فیلم منصرف کند. بدون شک «از ماشین» هم جذابیت‌های علم و هم جذابیت‌های فیلم‌های تخیلی را دارد.

 

 

جریان

نخستین دیدگاه را شما بنویسید!‏
 
نظر شما چیست؟ »

 

شما باید وارد شوید برای فرستادن یک دیدگاه