1507بازدید 1دیدگاه

بررسی حضور هوش مصنوعی در «چپی»: روبات‌های هوشمند، با ما یا علیه ما؟

نویسنده:‏درمرداد ۵, ۱۳۹۴
 

سال ۲۰۱۵ برای هالیوود، سال سلطه‌ی هوش مصنوعی است و تا پایان سال شاهد حضور روبات‌های هوشمند قدیمی (مانند R2-D2 و C-3PO در «جنگ‌های ستاره‌ای») و جدید (مانند اولتران در «انتقام‌جویان» و روبات فیلم «سابقاً ماشین») خواهیم بود. روبات‌هایی هوشمند و دارای احساس که برخی از تهدیدهای انسانی و فرا-انسانی را روی پرده‌ی بزرگ سینماها به تصویر خواهند کشید. امّا موضوع این است که این هیاهو رگه‌ای از حقیقت هم در خودش دارد: روبات‌های واقعی هم می‌توانند خطرناک باشند. همراه جریان باشید تا بیشتر در جریان قرار بگیریم.

این مطلب را هم بخوانید:

از «شورشی» تا «بلید رانر»: چرا «آینده» در فیلم‌ها همیشه این قدر سیاه است؟

Chappie-Window-Sticker

آزمایش تورینگ، آزمونی بنیادی در تکامل هوش مصنوعی، پیکره‌ی داستان فیلم علمی-تخیّلی و روانشاسانه‌ی Ex Machina یا «سابقاً ماشین» را تشکیل می‌دهد. در دنیای واقعی سیستم‌هایی وجود دارند که واقعاً می‌توانند به نوعی از پس این آزمون بر بیایند. البته به عقیده‌ی برخی از کارشناسان، پیشرفت‌های حوزه‌ی هوش مصنوعی آزمون تورینگ را منسوخ کرده است.

آزمون تورینگ که در سال ۱۹۵۰ طراحی شده، از این قرار است که اگر در یک گفت‌وگوی متنی (مثلاً از طریق وارد کردن و خواندن متن از طریق صفحه‌کلید و نمایشگر کامپیوتر)، ماشین بتواند به شخصی بقبولاند که آن ماشین یک انسان است، آن‌گاه گفته می‌شود آن ماشین، هوشمند است. در فیلم «سابقاً ماشین»، آخرین دانشمند دیوانه‌ی هالیوودی مرد جوانی را همراه با یک روبات دارای هوش مصنوعی در تله‌ای گرفتار می‌کند و امیدوار است این روبات بتواند مرد جوان را قانع کند که انسان است و آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر بگذارد. این روبات قصد دارد به عنوان یک انسان معمولی وارد جامعه‌ی انسان‌ها شود.

سال گذشته یک روبات چت‌کننده به نام «یوجین گوست‌من» به عنوان نخستین کامپیوتری شناخته شد که توانست آزمون تورینگ را پشت سر بگذارد. آن «موفقیت» در اصل گمراه‌کننده است و به گفته‌ی شارلیز اورتیز، کارشناس هوش مصنوعی، این آزمایش نشان‌دهنده‌ی نقاط ضعف آزمون تورینگ است.

روبات متنی «یوجین» خودش را به عنوان نوجوانی جا می‌زند که انگلیسی زبان دوم اوست، و این نوعی فریبکاری است. این روبات متنی می‌تواند به اصطلاح سیستم را دور بزند، زیرا کسانی که در برابر این روبات قرار می‌گیرند از یک سو مشکلات برقراری ارتباط را به گردن تفاوت زبانی می‌اندازند و از سوی دیگر نوجوان بودن شخصیت «یوجین»، به آن اجازه می‌دهد خودسرانه عمل کند و از پاسخ دادن به برخی پرسش‌ها طفره برود.

به گفته‌ی اورتیز، روباتی مانند یوجین که توانسته است به نوعی آزمایش تورینگ را با موفقیت پشت سر بگذارد، در واقع چیز زیادی درباره‌ی هوشمندی نمی‌گوید. او می‌گوید: «این گونه ماشین‌ها می‌توانند به جای آن‌که پاسخ مستقیمی به سوال بدهند، موضوع گفت‌وگو را عوض می‌کنند. آزمایش تورینگ در برابر این گونه حُقّه‌ها آسیب‌پذیر است. افزون بر این، آزمایش تورینگ همه‌ی مؤلفه‌های هوشمند بودن را، مانند توانایی دریافت تصویر و تعامل فیزیکی، ارزیابی نمی‌کند.»

به همین دلیل اوریتز و همکارانش آزمایش‌های جدیدی برای آزمایش هوش مصنوعی طراحی کرده‌اند. مثلاً در آزمایش‌های تورینگ ۲٫۰ از ماشین خواسته می‌شود در ساختن یک سازه با انسان همکاری کند و یا این‌که محتوای یک ویدئو را توصیف نماید.

به جز چالش‌های موجود برای ساخت روباتی که از نظر ظاهری شبیه به انسان باشد، ماشین‌های دارای هوش مصنوعی پیش از آن‌که بتوانند به طرز قانع‌کننده‌ای از عهده‌ی آزمون تورینگ بر بیایند، با چند چالش دیگر مواجه‌اند. برای نمونه و مهم‌تر از همه این مساله مطرح است که کامپیوترها هنوز نمی‌توانند خرد جمعی را به خوبی شبیه‌سازی کنند و به کار بگیرند. مثلاً زمانی که ماشین با جمله‌ای مانند «جایزه توی چمدان جا نمی‌شود، چون آن زیادی بزرگ است»، نمی‌تواند به راحتی تصمیم بگیرد که واژه‌ی «آن» به جایزه اشاره می‌کند و یا به چمدان. در حالی که برای یک موجود هوشمند، کاملاً روشن است که «آن» در این جمله به جایزه برمی‌گردد. در واقع، خرد جمعی مدت‌هاست که نقش پاشنه‌ی آشیلِ هوش مصنوعی را بازی می‌کند.

maxresdefault

 

آیا چپی آینده روبات‌های هوشمند است؟

چاپی یا Chappie نام فیلمی از نیل بلومکمپ است که امسال سخت‌افزارهایی فوق پیشرفته و تعداد زیادی روبات مجهز به هوش مصنوعی را روانه‌ی پرده‌ی سینما کرده است. هالیوود تجربه‌های گوناگونی از هوش مصنوعی دارد: از فیلم «نابودگر» (یا «ترمیناتور») در سال ۱۹۸۴ گرفته تا فیلم «هوش مصنوعی» استیون اسپیلبرگ و نیز فیلم «او» که در سال ۲۰۱۳ ساخته و اکران شد. اما کدام یک از این‌ها هوش مصنوعیِ واقعی را بهتر نمایش می‌دهد؟

در فیلم «چپی» با روباتی به همین نام روبه‌رو می‌شویم که هوش مصنوعی دارد. این روبات دانشمندی است که باید یاد بگیرد نیروهای خوب و بد را در جهان انسان‌ها از یکدیگر تشخیص بدهد. داستان این فیلم که سومین فیلم نیل بلومکمپ، کارگردان فیلم، پس از «منطقه ۹» و «بهشت» است، در شهر یوهانسبورگ آفریقای جنوبی می‌گذرد. زمان فیلم، زمانِ حالِ فرضی است و تعدادی پلیسِ روبات در شهر مستقر شده‌اند تا جرم و جنایت را از بین ببرند. یکی از این روبات‌ها «چپی» نام دارد و یک به‌روزرسانی دریافت می‌کند و به یک دانشمند تبدیل می‌شود.

گرچه فناوری امروز در حدی نیست که این فیلم نمایش می‌دهد، اما هم‌اکنون فناوری‌های اصلی مربوط به روباتی مانند چپی وجود دارد.

گری اسکات کارشناسی است که در این مورد پاسخ می‌دهد. او می‌گوید: «اگر می‌خواهید درباره‌ی هوش مصنوعی حرف بزنید، حتما باید به «ترمیناتور» هم اشاره کنید. به نظر من برداشت این فیلم از هوش مصنوعی بسیار دور از حقیقت است. گمان نمی‌کنم یک سیستم هوش مصنوعی که هوشی فرا انسانی دارد، خشن و جنگ‌جو باشد.»

به نظر او چپی در نوع خودش جالب است چون بیشتر درباره‌ی واکنش انسان‌ها به سیستم‌های هوش مصنوعی است. او می‌گوید: «در فیلم «چپی» می‌توانید ببینید که چطور انسان‌ها در برابر هوش مصنوعی واکنش نشان می‌دهند و فکر نمی‌کنیم این واکنش، واکنش مثبتی باشد.»

 

چپی در زندگی واقعی؟

برخی از سیستم‌های هوش مصنوعیِ کامپیوتری موجود بر اساس مغز انسان شبیه‌سازی شده‌اند. این سیستم‌ها با عنوان شبکه‌های عصبی مصنوعی شناخته می‌شوند و می‌توانند با تجربه کردن، بیاموزند. درست مانند چپی. ولفگانگ فینک، فیزیک‌دان و کارشناس هوش مصنوعی، می‌گوید: «زمانی که این سیستم‌ها را در برابر اطلاعات مشخصی می‌گذاریم، می‌توانند قاعده‌ها و حتی رفتارهایی را بیاموزند.» امروز حتی برخی هوش‌های مصنوعی می‌توانند برای انجامِ بازی‌های ویدئویی آموزش ببینند.

حتی چیزی شبیه به سخت‌افزار فیزیکی چپی در دنیای واقعی وجود دارد. «بوستون دینامیکس» نام یک شرکت روباتیک در ماساچوست است. این شرکت که مالک آن گوگل است، روباتی به نام PETMAN طراحی کرده است که می‌تواند راه برود، خم و راست شود و حرکات دیگری را به خواست خودش انجام دهد. شرکت اتومبیل‌سازی هوندا هم روبات انسان‌نمای پیچیده‌ای به نام ASSIMO طراحی کرده است. این روبات یک بار با باراک اوباما فوتبال بازی کرده است.

اما چپی با این روبات‌های واقعاً موجود تفاوتی اساسی دارد. هوشمندی چپی فراتر از این روبات‌ها می‌رود و به اصطلاح خودآگاه می‌شود. لحظه‌ای در فیلم هست که چپی می‌گوید: «من چپی هستم». به گفته‌ی ولفگانگ فینک، اگر این جمله حاصل به کارگیری خِرد باشد –و روبات برای گفتن این جمله آموزش ندیده باشد- گام بزرگی خواهد بود. پیشرفتی این چنینی به این معنا است که روبات‌ها از توانایی انجام بازی‌های ویدئویی و یا تقلید فعالیت‌های انسانی بسیار فراتر رفته‌اند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، در واقع ماشین توانسته است بین خودش و غیر خودش فرق بگذارد. به نظر فینک، چنین چیزی کیفیت کلیدی و واقعیِ یک سیستم خودکار است.

 

شخصیتی کودکانه چپی

در این فیلم شخصیت چپی -به جای آن‌که شبیه به ماشین کُشتار فیلم ترمیناتور باشد- کودکانه، معصوم و گاه بانمک تصویر شده است. نقش چپی را بازیگری به نام شارلتو کوپلی بازی کرده است و گروهی از متخصصان پویانمایی، شکل و شمایل روبات را روی حرکات او «نقاشی» کرده‌اند. در واقع بر خلاف بسیاری از فیلم‌های دیگر، سازندگان فیلم «چپی» از فناوری موشن کپچر استفاده نکرده‌اند. در فناوری موشن کپچر بازیگر لباس خاصی را می‌پوشد که تعدادی حسگر دارد و این حسگرها اطلاعات مربوط به حرکت بازیگر را ثبت می‌کنند. گروه جلوه‌های ویژه‌ی چپی این کار را با دست [و بعد از فیلمبرداری] انجام داده‌اند.

برای آن‌که این روبات بتواند احساسات کودکانه‌اش را به نمایش بگذارد، در طراحی آن از یک جفت «گوش» (دو آنتن)، پیشانی و چانه استفاده شده است.

chappie_ver2_xlg

بزرگ‌ترین تهدید بشریت

در این فیلم «انسانیت» چپی در تضاد با رفتار غیر انسانی وینسنت مور (با بازی هیو جکمن) قرار می‌گیرد. وینسنت مور یک مهندس نظامی بازنشسته است که مشغول طراحی روباتی به نام موس Moose است که بتواند روبات‌های خودآگاهی مانند چپی را از بین ببرد.

به گفته‌ی بلومکمپ، کارگردان فیلم، ایده‌ی اصلیِ شخصیت وینسنت مور این است که همیشه با هوش مصنوعی دشمنی کند. در دنیای واقعی کسانی مانند ایلون ماسک و استفن هاوکینگ درباره‌ی خطرها و تهدیدهای هوش مصنوعی هشدار داده‌اند. ایلون ماسک هوش مصنوعی را «بزرگ‌ترین خطری که وجود انسان را تهدید می‌کند» توصیف کرده است. استوین هاوکینگ، فیزیکدان برجسته، نیز چند ماه پیش هشدار مشابهی را مطرح کرد و گفت توسعه‌ی کامل فناوری هوش مصنوعی می‌تواند به معنای پایان نژاد بشر باشد.

در جهان واقعی، هوش مصنوعیِ کاملاً خودکار چیزی نیست که بسیاری از محققان دنبالش باشند، اما ولفگانک فینک برخی از دغدغه‌هایش در این مورد را توضیح داده است. او می‌گوید: «ما شاید در طول زندگی‌مان شاهد چیز ترسناکی باشیم. اگر هوش مصنوعی از کنترل خارج شود، آن وقت باید بگوییم که ما یک هیولا ساخته‌ایم.»

به هر حال گرچه به نظر کارشناسان هنوز چند دهه با آفریدنِ یک سیستم هوش مصنوعی کامل فاصله داریم، اما نمی‌توانیم به درستی پیش‌بینی کنیم که اگر یک ماشین میزان هوشمندی بشر را پشت سر بگذارد، چه اتفاقی خواهد افتاد. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم این ماشین به انسان کمک خواهد کرد و یا این‌که ما را نادیده می‌گیرد و سرانجام نابودمان می‌کند.

 

جریان

دیدگاه‌ها
 
نظر شما چیست؟ »

 

شما باید وارد شوید برای فرستادن یک دیدگاه