4248بازدید 2دیدگاه‌ها

یادداشتی پیرامون در میان ستارگان: نسبیت انیشتین در قاب کریستوفر نولان

نویسنده:‏درآبان ۱۱, ۱۳۹۳
 

جریان: سه روز تا آغاز نمایش رسمی در میان ستارگان کریستوفر نولان باقی مانده است. فیلمی که بسیاری از ما بی‌صبرانه منتظریم نسخه‌ای از آن به دست‌مان برسد و هرچه زودتر آن را تماشا کنیم. تا آن روز تنها کاری که می‌توانیم انجام بدهیم این است که عکس‌های فیلم را ببینیم و یادداشت‌های کسانی را که فیلم را دیده‌اند، مرور کنیم. یادداشت زیر از جاش زیزا می‌تواند ما را با فضای کلی این فیلم علمی تخیلی بیشتر آشنا کند. پس اگر می‌خواهید در مورد این فیلم بیشتر بدانید، در جریان باشید.

این نوشته را هم بخوانید: پنج فیلمی که برای دیدن‌شان لحظه‌شماری می‌کنیم این نوشته را هم بخوانید: نقد فیلم در میان ستارگان در سایت اند ساند: در پیچیده‌ترین اعماق فراسوی زمان و مکان…

 

در میان ستارگان: نسبیت انیشتین در قاب کریستوفر نولان

  از همان صحنه‌ی آغازین فیلم که نمایی وسیع از مزارع ذرت همراه با موسیقی متنی خیال‌انگیز به نمایش در می‌آید، مشخص می‌شود «در میان ستارگان» به راه «2001: یک ادیسه‌ی فضایی» رفته است. فیلم چشم‌اندازهای وسیعی به سبک فیلم‌های کلاسیک کوبریک دارد و چنین می‌نماید که می‌خواهد ما را از گذشته‌ی انسان تا آینده‌ای دور ببرد. فیلم چیزهای زیادی برای اندیشیدن ارائه می‌کند – چیزهایی مانند ماهیت فضا و زمان و جایگاه انسان در عالم- اما «در میان ستارگان» تلاش می‌کند این مسائل را از طریق شرایط انسانی توضیح دهد. چیزی که در مورد فیلمی از این نوع، و نیز خود کریستوفر نولان، غیرمنتظره است. در میان ستارگان به همان اندازه‌ای که می‌خواهد بداند تاثیر نظریِ قانون نسبیت عام انیشتین چیست، به همان اندازه هم علاقمند است تاثیر نسبیت عام را بر زندگی خانوادگی بداند.

توجه: ادامه‌ی این یادداشت ممکن است بخشی از داستان فیلم را لو بدهد. اگر نمی‌خواهید پیش از دیدن فیلم چیزی در مورد داستان آن بدانید، ادامه‌ی این یادداشت را نخوانید.

کارگردانی در میان ستارگان به عهده‌ی کریستوفر نولان (ممنتو، اینسپشن و سه‌گانه‌ی اخیر بتمن) بوده و فیلم‌نامه‌ی این فیلم را نیز جاناتان نولان، برادر کریستوفر، نوشته است. فیلم در آینده‌ای نزدیک اتفاق می‌افتد و از طریق لپ‌تاپ و هواپیمای بدون سرنشین به دهه‌های اخیر می‌نگرد: غرب میانه در دهه‌ی 1950 یا طوفان شن معروف دهه‌ی 1930. فیلم تلاشی برای به نمایش گذاشتن همه چیز ندارد و از طریق ذکر برخی جزئیات و حرف‌های بی‌مقدمه، احساس می‌کنید بعد از بروز قحطی و فاجعه‌ای زیست‌محیطی، انسان‌ها تنها برای به دست آوردن غذا و زنده ماندن تلاش می‌کنند. مردم ذرت برداشت می‌کنند (از قسمت‌هایی از مزارع که آفت و بلا جان سالم به در برده‌اند)، در استادیومی مخروبه به تماشای مسابقات بیس‌بال می‌نشینند و وقتی آژیرهای خطر از طوفان شن خبر می‌دهند، پا به فرار می‌گذارند.

داستان فیلم بیشتر به اودیسه‌ی هومر شبیه است تا اودیسه‌ی فضایی کوبریک

متیو مک‌کوناهی نقش کوپر را بازی می‌کند. کسی که پیش‌تر خلبان ناسا بوده و اکنون مزرعه‌دار شده است. برشی نامانوس به یک مستند ساختگی معلوم می‌کند که در زمان جاری داستان همه مشغول همین کارند. کوپر در خانه‌ای ویرانه زندگی می‌کند، در مورد افول انسانیت به پدرش غر می‌زند و دخترش مورف (با بازی مکنزی فوی) را عاشقانه می‌پرستد.

اما کوپر عملا دخترش و زمین را ترک می‌کند تا در میان ستارگان به دنبال جایی تازه برای زندگی نوع بشر بیابد و این رابطه‌ی کوپر و دخترش است که فیلم را بنا می‌کند. بسیاری از شخصیت‌های فیلم‌های نولان انگیزه‌شان را از چیزی می‌گیرند که در گذشته از دست داده‌اند: مرگ همسر در ممنتو و اینسپشن و یا مرگ والدین در بتمن. این شخصیت‌ها باید بر اساس قواعد خاص جهان نولان عمل کنند، قواعدی که گاهی از فراموشی، گاهی از ضمیر ناخودآگاه و گاه از طرف شخصیتی مانند جوکر بر جهان فیلم و شخصیت اصلی تحمیل می‌شود. اما شخصیت مورف در این فیلم تنها برای پیش بردن داستان طراحی نشده، بلکه شخصیتی واقعی و باورپذیر است که ارتباط او و کوپر، عمقی عاطفی به فیلم می‌دهد که فیلم‌های دیگر نولان فاقد آن‌اند.

در میان ستارگان تعدادی از بهترین تصاویر فضایی را که در سینما دیده‌ایم به نمایش می‌گذارد. چشم‌انداز وسیعی که در گوشه‌ای از آن کپسولی سفیدرنگ در حرکت است و گاهی پشت حلقه‌های زحل از چشم پنهان می‌شود. نولان با به نمایش درآوردن یک کرم‌چاله، به نظر می‌رسد غیرممکن را انجام داده و از نیستی تصاویری خیره‌کننده ساخته است. تصاویر سیاه‌چاله حتی سرگیجه‌آورتر است. در این تصاویر طولانی از حرکت یک سفینه‌ی فضایی کوچک در فضای بی‌انتها است که بار دیگر می‌توان تاثیر ادیسه‌ی فضایی کوبریک را به خوبی احساس کرد.

کِرم‌چاله در فیزیک یک پل میانبر فرضی در فضا و زمان است.

یادداشتی پیرامون در میان ستارگان: نسبیت انیشتین در قاب کریستوفر نولان - جریان

در میان ستارگان تنها به تصاویری از گشت و گذار در میان کهکشان محدود نمی‌شود. نولان در به تصویر کشیدن چشم‌اندازهای اکشن نابغه است و سیاره‌ها با آب و هوا و نیروی جاذبه‌ی عجیب و غریب‌شان، فرصتی بی‌نظیر در اختیار نولان می‌گذارند تا این نبوغ را به نمایش بگذارد. حرکات نفس‌گیر دوربین از میان موج‌های غول‌پیکر، ابرهای یخ‌زده و چیزهای خطرناک دیگر روی پرده‌ی آیمکس، با این‌که کاملا سورئال به نظر می‌آیند، هیجان زیادی ایجاد می‌کند.

اما مهم‌ترین خطری که سرنشینان سفینه‌ی فضایی را تهدید می‌کند، زمان است. در خلال سفر سفینه در فضای بی‌انتها، زمان کش می‌آید و فشرده می‌شود و همواره خطر از دست دادن زمان سرنشینان را تهدید می‌کند. نولان از نسبیت فضا و زمان استفاده می‌کند تا کشمکش‌هایی منحصر به فرد برای سفینه و سرنشینان آن ایجاد کند. زمان، مانند هوا و غذا، منبعی متناهی است. تفاوت ماهیت زمان بین سرنشینان سفینه و زمینی که ترکش کرده‌اند، مالیخولیایی‌ترین صحنه‌های فیلم را پدید می‌آورد. از این لحاظ داستان فیلم بیشتر به اودیسه‌ی هومر شبیه است تا اودیسه‌ی فضایی کوبریک و کوپر (مک‌کوناهی) اغلب از اتفاقاتی که در خانه‌اش می‌افتد با تاخیر و فاصله خبردار می‌شود.

مهم‌ترین خطری که سرنشینان سفینه‌ی فضایی را تهدید می‌کند، زمان است

در میان ستارگان مانند اودیسه‌ی فضایی کوبریک، هرچه بیشتر رو به پایان می‌رود، درگیر فضایی وهم‌آلودتر می‌شود و پس از چند کش و قوس داستانی، میان فیزیک نظری و معنویتی احساساتی فرود می‌آید. این تغییر تا حدودی نامطلوب به نظر می‌رسد، اما جذابیت بصری فیلم بیننده را همچنان مجذوب خود نگه می‌دارد.

تماشا کنیم: جدیدترین تریلر ۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی

یادداشتی پیرامون در میان ستارگان: نسبیت انیشتین در قاب کریستوفر نولان - جریان

در مورد فیلم‌های نولان همیشه می‌شود این سوال را طرح کرد که معنای آن‌ها چیست؟ فیلم‌های او وسوسه‌مان می‌کنند که به دنبال تزی برای توضیح آنها بگردیم. بخشی از این موضوع به خاطر این است که همیشه به نظر می‌رسد شخصیت فیلم‌های او دنبال چنین تزی می‌گردند. اغلب آن‌ها به صورتی موجز و مختصر درباره‌ی وضعیت بشر، ارواح، زمان، شیطان، عشق و مسائل این‌چنینی حرف می‌زنند و گه گاه نقل قول‌هایی از دیلان توماس می‌آورند. خوشبختانه مک‌کوناهی نوعی سبک‌سری را با نقشش در این فیلم همراه کرده است، همین‌طور روباتی به نام TARS نیز شخصیتی صادق و شوخ‌طبع دارد.

نیرومندترین قسمت‌های فیلم جاهایی است که کمتر به مسائل محض می‌پردازد. در واقع در قسمت‌هایی از این فیلم نولان می‌کوشد جنبه‌های دراماتیک قوانین فیزیک را بیرون بکشد. در میان ستارگان گاهی اوقات گیج‌کننده، احساساتی و زیادی جدی است، اما نولان کوشیده است این حماسه‌ی فضایی را در سطحی انسانی روایت کند.

منبع: ورج

دیدگاه‌ها
 
نظر شما چیست؟ »

 

شما باید وارد شوید برای فرستادن یک دیدگاه